شغل تمام‌وقت، بازهم مانع کارآفرینی این شخص نشد!

نوشته   تیم محتوای رایان‌برتر     ۲۷ مرداد ۱۳۹۵    در مورد تولید محتوا


شغل تمام‌وقت، بازهم مانع کارآفرینی این شخص نشد!

دیوید لویس می‌گوید: من اکنون ازهر تجربه‌ای که در طول 20 سال کار،یاد گرفته‌ام بهره می‌برم... می‌توانمبرای خودم پاداش‌های مادیبدهم؛ درحالی‌که قبلاً قادر به انجام آن نبودم. در ادامه به بررسی تجربیات او و اینکه چگونه شما هم می‌توانید راه او را ادامه دهید، خواهیم پرداخت.

ایده اصلی

دیوید کار کردن برای مؤسسات غیرانتفاعی را از دانشگاه شروع کرد و هرگز دچار تردید نشد. او کار خود را از مشاوره‌ی آموزش‌وپرورش کودکان و کمک به خانواده‌های بی‌خانمان شروع کرد و به سراغ جذب سرمایه برای سازمان‌های دیگر رفت. بیش از 20 سال بعد، دیوید همچنان به این حرفه‌اش نیز به‌اندازه همان شغل قبلش که به‌عنوان مدیر اجرایی با حقوق 100هزار دلار در سال کار می‌کرد، علاقه‌مند بود؛ اما به دلیل وام مسکن، هزینه‌های همسرخانه‌دار و دو فرزند9 و 7 ساله‌اش و همچنین به دلیل محدودیت‌های حوزه‌ی کاریش، زیر فشار بود. او می‌گوید: هرچقدر هم تلاش می‌کردم در میزان درآمدم تأثیر چندانی نداشت. من همیشه برای دیگران کار می‌کردم.

خوشبختانه، او یک فرصت برای ماندندر دنیای مؤسسات غیرانتفاعی پیدا کرد و کنترل بیشتری بر زندگی مالی و حرفه‌ای‌اش به دست آورد. در سال‌هایی که او به جذب سرمایه و توسعه می‌پرداخت، به این نکته پی‌برد که بسیاری از مؤسسات غیرانتفاعی در جستجوی کارمندان واجد شرایط هستند. افرادی که در کار خود احساس مسئولیت کنند، دارای تخصص مذاکره، بازاریابی و یا حسابداری باشند. کسانی که در بعضی موارد، خودشان می‌توانند چک‌هایی با ارقام بالا برای حمایت از سازمان بنویسند.

بنابراین، هفت سال پیش، دیوید شروع به ایده پردازیدر مورد کسب‌وکاری کردکه می‌توانست این مشکل را با تطبیق دادن مؤسسات خیریه و کارمندان حل کند.

شروع کار

اولین کاری که انجام داد تحقیق در مورد بازار بود که این کار را با دو سایت BoardnetUSA و BoardSource شروع کرد، دو سایت غیرانتفاعی ملی. او مشاهده کرد که BoardnetUSA، یک پایگاه داده‌ی بسیار بزرگ از افراد متقاضی برای موقعیت‌های شغلی در مؤسسات غیرانتفاعی دارد؛ اما هیچ‌یک از طرفین اطلاعاتی برای اینکه مشخص شود آیا می‌توانند باهم همکاری داشته باشند یا نه، ندارند. دیوید همچنین به‌طورکلی اعضای گروه‌ها را مطالعه کرد، با این امید که ظن و گمانش برای سازمان‌های غیرانتفاعی را تائید کند که پر کردن این تابلوها یک کارپرزحمتی است. واقعاًهم‌، چنین بود.

سپس با مدیران سازمان‌های غیرانتفاعی که قبلاً با آن‌ها کارکرده بود، مشورت کرد و خلاصه‌ی ایده‌اش را به مدیران اجرایی مؤسسات غیرانتفاعی در سراسر کشور فرستاد (که خیلی از آن‌ها را توسط شبکه‌ی اجتماعی لینکدین پیدا کرده بود) و از آن‌ها در موردنیازشان به سرویسی که ایده‌اش آن را ارائه می‌داد سؤال کرد. او می‌گوید: جواب قاطعی که من گرفتم، بله بود.

در همین حال، او مبلغ 5000 دلار به یک طراح وب‌سایت داد تا وب‌سایتی را ایجاد کند که در آن اعضای مؤسسات خیریه و مؤثر در آینده می‌توانند به‌صورت رایگان برای خود و شرکتشان پروفایل ایجاد کنند؛ اما تحقیقات او این موضوع را شفاف ساخت که برای به دست آوردن پول بایستی تلاشی بیشتر از ایجاد یک انجمن آنلاین انجام دهد. او نیاز داشت که یک دلال واقعی باشدکه یک موقعیت شغلی موجود را که پیشنهاد می‌دهد و فرد متقاضی وشایسته برای این موقعیت را شناخته و بررسی می‌کند.

یک شروع ملایم

حتی بعد از شناسایی این فرصت، دیوید کارش را پایان نداد و در سال 2010، بی‌ام‌سی Board) Member Connect (را، راه انداخت. او گفت: همسرم در این راه از من حمایت می‌کرد و درعین‌حال بسیار محتاط بود. آن‌ها باهم به این توافق رسیده بودند که تا زمانی که بی ام سی تأسیس نشده و او به درآمد نرسیده است، نمی‌تواند بنیاد بهداشت را ترک کند. (بی ام سی باید می‌توانست با درآمدش، هزینه‌های شش ماه را تأمین کند. همچنین می‌بایست از زنجیره تأمین مشتری آن، اطمینان حاصل می‌کردند.)

بنابراین دیوید، به مدت 5 سال کار استارتاپش را در شب‌ها و آخر هفته‌ها انجام داد. با نارضایتی از اینکه زمان بودن با خانواده‌اش را از دست می‌دهد، او تا زمانی که بچه‌هایش در شب‌های آخر هفته بخوابند، منتظر می‌ماند تا بعد ازآن، بر روی ایده‌اش کار کند. در آخر هفته‌ها، او تنها زمانی که بچه‌ها خواب بودند و یا اینکه مشغول کاری بودند، به کارش می‌پرداخت. این کار، آسان نبود، دیوید می‌گوید: من در حال سوزاندن شمع از هر دو سمت آن بودم.

اومی‌گوید که این کار سرعت رشد بی ام سی را نیز کاهش داد؛ اما اجرای این کسب‌وکار به‌عنوان یک کار فرعی، فوایدی فراتر از صرفاً سود مادی برای او داشت. او توضیح داد: ازنظر هزینه‌های زندگی و یا پرداخت کردن وام مسکن، تحت‌فشار نبودم؛ بنابراین توانستم کارهایی را که ممکن است نتیجه‌ی مثبت دهد و سودآور باشد، امتحان کنم و توانستم رفته‌رفته با مدیران مؤسسات غیرانتفاعی، ارتباط برقرار نمایم.

ثابت شده است که این روابط بسیار مهم هستند، چون دیوید کسب‌وکاری راه می‌انداخت که خدماتی را که درگذشته وجود نداشتند، ارائه می‌دهد. در این مورد، او باید مؤسسات غیرانتفاعی را به پرداخت هزینه‌های که قبلاً هرگز در ردیف بودجه آن‌ها قرار نداشت (چیزی در حدود 1200تا 25 هزار دلار بود)، متقاعد می‌نمود.

بی ام سی توانست برای مؤسسات غیرانتفاعی مدیران سطح بالایی را پیدا کند که این مؤسسات نمی‌توانستند چنین افراد متخصصی را که تجربه زیادی در کسب‌وکار داشتند، پیدا کنند. درواقع چنین افرادی هیچ‌وقت به این مؤسسات تقاضا نداده بودند. سرمایه زیاد و شبکه‌ی ارتباطی گسترده می‌تواند در را به روی حمایت مالی بالقوه و پیدا کردن شریک باز کند.

دیوید با کار کردن در خانه و استفاده از لینکدین برای بازاریابی، هزینه‌هایش را به حداقل رساند؛ وبیشتر درآمدش را در بانک پس‌انداز کرد؛ و در نوامبر سال 2015 –درحالی‌که پس‌انداز کافی داشت تا بتواند درآمد بی ام سی را به‌گونه‌ای مدیریت کند که با حقوق قدیمی او مطابقت کند و با اعتمادبه‌نفس از اینکه کسب‌وکارش در حال شکوفایی بود-شغل رسمی خود را برای انجام تمام‌وقت بی ام سی ترک کرد.

مسیررشد

در طول این سال‌ها اعضای بورد به بیش از هزار نفر و حدود 200 سازمان رسیده است. بااین‌حال درآمد سال قبل آن، تنها پنجاه‌ هزار دلار بود.دیوید امیدوار است که کارمندان بیشتری استخدام خواهد کرد. سال پیش او دو کارمند پاره‌وقت استخدام کرد که به ازای هر قراردادی که بسته می‌شد مقدار مشخصی پورسانت به آن‌هامی‌داد. سال‌ها پیش، دیوید با Anne Wallestad، مدیر اجرایی BoardSource، کسی که با بیش از صدهزار موسسه غیرانتفاعی برای بهبود عملکردشان، کار کرده بود، ارتباط برقرار کرد. این کار به یک مشارکت رسمی‌ که در آن بی ام سی خدمات خود را با تخفیف به اعضای BoardSource ارائه می‌کند، منجر گردید. دیوید هم‌اکنون 20 برابر بیشتر از سال گذشته به جست‌وجو می‌پردازد و با توجه به این‌که BoardSourceبهار امسال به سایت او لینک خواهد داد، انتظار رونق بیشتری رادارد.

دیوید می‌گوید: همه‌چیز خیلی سریع و متلاطم در حال حرکت است که رسیدن به سطح بالایی از سرویس‌ها در این شرایط بسیار سخت است؛ اما دیوید از این چالش لذت می‌برد. او می‌گوید: من ازهر تجربه‌ای که در طول 20سال حرفه‌ام به دست آورده‌ام، استفاده می‌کنم و با قلب خود روراست مانده‌ام؛ اما به‌جای کار کردن فقط با یکی از مؤسسات خیریه، به طیف گسترده‌ای از سازمان‌های غیرانتفاعی با مأموریت‌های بزرگ در کل کشور کمک می‌کنم و می‌توانم به خودم در ازای انجام دادن کاری پاداش مالی بدهم که قبلاً هرگز قادر به آن نبودم.



مطالب مرتبط