بهترین راه برای افزایش راندمان در فضاهای کاری

نوشته   تیم محتوای رایان‌برتر     ۰۵ مرداد ۱۳۹۵    در مورد تولید محتوا


بهترین راه برای افزایش راندمان در فضاهای کاری

واقعا جای تاسف بسیار دارد که هنوز هم خیل عظیمی از مدیران سردرگمِ برنامه‌های کاری و مناسبات ارتباطی موجود در کسب‌وکار خود هستند. آنها هیچ ساختار صحیحی برای فرآیندهای کاری سازمان خود ندارند و پیوسته انرژی تزریقی به مجموعه‌شان، خواه مالی و خواه زمانی به هدر می‌رود. چه کنیم که به درد این مدیران دچار نشویم؟ خروج از چاه عدم اعتماد نیروی‌کار، بهره‌وری پایین و محیط کار منفی از چه راهی امکان‌پذیر است؟

بهترین منبع کاهش تنش و افزایش راندمان کاری، ایجاد یک ساختار ارتباطی قدرتمند است که به این سبک کاری، کارتیمی گفته‌می‌شود. قبل از اینکه وارد جرگه تحلیل نحوه روابط در کارتیمی شویم، لازمست واژه تیم را از بنیان و ریشه بررسی کنیم. در حقیقت برای واژه تیم هیچ کلمه معادل در فارسی که تداعی‌گر مفهوم نهفته در آن باشد، وجود ندارد. به همین علت هم بیشتر آن را معادل واژه گروه یا دسته می‌دانند؛ و این اشتباه در مفهوم شناسی، سرآغاز تعاریف و برداشت‌های غلط از این مفهوم عمیق است.

تفاوت بین دسته، گروه و تیم

برای سهولت انتقال مفهوم، تمامی واژه‌ها را در مقیاس انسانی تعریف می‌کنیم. دسته، تعدادی از افراد هستند که با هم حرکت می‌کنند اما الزاما حرکت یکی بر دیگری تاثیر مستقیم نداشته و هماهنگی بین افراد با ساختار پیچیده‌ای از ارتباطات و نظام مدون وظایف، امکان‌پذیر است. گروه، دسته‌ای از افراد است که دارای هدفی مشترک بوده و حرکت و اقدام یک فرد در موازات شخص دیگری نیست. اهداف تک تک اعضای گروه همسو با یکدیگر بوده و تنش در کمترین حد ممکن است. هماهنگی با تفویض اختیارات موجود در فرآیندِ خاص امکان پذیر است. اما تیم، گروهی از افراد هستند که هدفشان فقط خود تیم بوده و محدوده وظایف طبق چهارچوبی، تعیین‌شده‌است؛ اما الزاما عملکرد یک شخص برای خود وی در چهارچوب وظیفه‌ای مذکور تعریف نشده و همواره افراد در تلاش‌اند تا با اقدام فراوظیفه‌ای خود، برای تحقق رویا و اهداف تیم قدم‌بردارند. ساختار هماهنگی بدون هیچ واسطه پیغامی و پسغامی در جریان است. یعنی هم‌تیمی‌ها نیاز گروه را همواره می‌سنجند و قطعات فرآيندکاریِ پازل‌وارِ تیم را با توانایی‌های خود یا منابع دیگر تامین می‌کنند.

کارتیمی، تفاوت در نگرش و عملکرد

در ساختار کارتیمی دیگر فرد معنایی نداشته و تیم به عنوان یک کل در نظر افراد در مناسبات حرفه‌ای‌شان مجسم است. فرد اینکه موفقیتش در گرو موفقیت تیم است را با تمام جان و دل درک کرده و در راه آن قدم برمی‌دارد. در این حالت افراد متعهد به نتایج تیمی بوده و اهداف فردی خود را یا در الویت‌های خویش ندارند و یا برای اهداف تیمی فدا می‌کنند. تمام برنامه‌ها و موارد اجرایی به صورت تیمی تصمیم‌گیری می‌شود. شرکت افراد در این تصمیم‌گیری‌ها باعث تعهد و علاقه‌مندی بالای آنان در به ثمر رساندن و جامه عمل پوشاندن به ایده‌ها می‌شود.

علاوه بر تفکر اعضا، سبک مدیریت یک تیم هم تفاوت‌هایی دارد. شخصی که یک دسته یا گروه را هدایت می‌کند یک مدیر است. اما تیم برای در رأس قرارگفتن به یک رهبر نیاز دارد. در یک تیم مسئولیت عملکرد اشتباه متوجه همه افراد است و اشخاص همه در جبران منابع از دست رفته تلاش می‌کنند. رهبر تیم با توانایی بالای ارتباطی خود وظایف و عملکرد تیم را هدایت می‌کند.

منابع قدرت

            منبعی که باعث ایجاد یا تشخیص یک رهبر از افراد دیگر در یک تیم می‌شود، اغلب بسیار روشن نیست. این منبع می‌تواند منبع تخصص، تجربه یا فرمندی (کاریزما) باشد. حتی دیده می‌شود به دلیل مهارت بالای ارتباطی رهبر در تیم، این منبع تبدیل به احساس تعلق و علاقه اعضای تیم به رهبر شده‌است. البته شایان ذکر است در یک تیم، هرچه رهبری و اختیارات این نقش بین اعضا بیشتر پخش شود، بهتر است. در صورتی که منابع قدرت و اختیار در بین اعضای تیم  به نسبت به تخصص، تجربه و مهارت‌شان (در یک کلام شایستگی) پخش شده‌باشد، بقای تیم و بهره‌وری تیم تضمین می‌شود. در مقابل، تمرکز قدرت باعث فردگرایی اعضا و فرآیندهای کاری شده که در نهایت این خود باعث کاهش بهره‌وری و سردرگمی اعضا در صورت عدم حضور کانون قدرت می‌شود.

 

با نگاه‌کردن به نحوه آموزش و فرهنگ کشور پایه‌ریزی چنین محیط کاری به نظر غیر ممکن می‌رسد. اما این سخنان بیشتر بهانه‌ای برای فرار از تغییر است. مطمئن باشید با تغییر نگرش خودتان در یک تیم و نگاه‌تان به کسب‌وکار، بلاخره می‌توانید تیم مورد علاقه خود را بیابید یا حتی بسازید. رهبران بیشتر کسانی هستند به انتقال تجربه و مربیگری معروف‌اند. اگر می‌خواهید تیم رویایی خود را رهبری کنید باید یادبگیرید که چگونه یاد بدهید. پس شد قانون اول، تغییر نگرش؛ قانون دوم تبدیل شدن به یک مربی دلسوز در محیط کار... نمک نشناس‌ها همه جا پیدا می‌شوند... سعی کنید معدن نمک باشید نه نمکدان!

            موفق باشید....



مطالب مرتبط