بازاریابی سنتی!

نوشته   تیم محتوای رایان‌برتر     ۱۱ اسفند ۱۳۹۵    در مورد دیجیتال مارکتینگ


بازاریابی سنتی!

تعدادی از مهارت بازاریابی سنتی که هنوز هم باید موردتوجه قرار گیرند

حتی اگر از آن دسته افرادی باشید که هنوز هم خود را با دنیای دیجیتال وفق نداده‌اید، احتمالا آگاه هستید که تکنولوژی دیجیتال تا چه اندازه‌ای بر سازمان‌ها و صنایع تأثیر گذاشته و بر آن‌ها غالب گشته است. 81 درصد از خریداران قبل از اقدام به خرید، به‌صورت اینترنتی در مورد کالای موردنظر تحقیق می‌کنند. در حدود 51 درصد از کاربران تلفن‌های هوشمند در طی همین تحقیقات، کمپانی جدیدی کشف کرده و یا با محصول جدیدی آشنا می‌شوند. سازمان‌های بسیاری تصدیق می‌کنند که با توجه به منافعی که تکنولوژی دیجیتال برای آن‌ها به همراه می‌آورد، تصمیم گرفته‌اند که به تخصیص بودجه‌ی بازاریابی خود در کانال‌های دیجیتال ادامه داده و حتی این بودجه را افزایش دهند.

این گفته‌ها برای بازاریابی سنتی چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟ طبق نتایجی که طی تحقیقات انجام‌شده در سال 2016 حاصل شده، 40 درصد از متخصصان بازاریابی در مورد امنیت شغلی خود در آینده شک دارند. اغلب آن‌ها ابراز نگرانی کرده‌اند که ممکن است پیشرفت‌های بازاریابی دیجیتال آن‌ها را از صحنه رقابت خارج کند.

هرچند تکنولوژی دیجیتال ممکن است غالب شود، ولی ما می‌خواهیم دلایلی ارائه کنیم که بازاریابی سنتی نیز از اهمیت کمی برخوردار نیست؛ و در واقع برای اجرای مؤثر یک استراتژی یکپارچه ضروری نیز هست. صرف‌نظر از اینکه شما خود را با کانال‌های آنلاین وفق داده‌اید یا با کانال‌های آفلاین، در ادامه تعدادی از مهارت‌های بازاریابی سنتی را که هنوز هم باید مورد استفاده قرار گیرند لیست کرده‌ایم که خواندن آن خالی از لطف نیست.


استراتژی و برنامه‌ریزی
اگرچه تکنولوژی دیجیتال در تغییرات مثبت و ایجاد ROI قابل‌توجه، تأثیر زیادی دارد، بااین‌وجود تنها 50 درصد از سازمان‌ها برای خود استراتژی بازاریابی دیجیتال دارند. بیشتر از 16 درصد افرادی که استراتژی دارند هنوز آن را با فعالیت‌های بازاریابی خود یکپارچه نکرده‌ و درواقع این استراتژی را به کار نمی‌گیرند. این موضوع نشان‌دهنده این واقعیت است که اگرچه بازاریاب‌ها می‌توانند از مزایای انجام فوری و تسریع در اتوماسیون بهره‌مند شوند اما آن‌ها به‌ندرت برای سازمان‌دهی و مستندسازی این رویکرد خود وقت صرف می‌کنند.

این یک اشتباه اساسی است. اگر یک متخصص بازاریابی در ایجاد یک برنامه دیجیتال منسجم شکست بخورد، طبیعتاً در اندازه‌گیری کارایی برنامه‌اش نیز دچار مشکل خواهد شد. بدون اطلاعات لازم و نگرشی ارزشمند، بازاریاب‌ها با مشکل بهینه کردن فعالیت‌های دیجیتال روبه‌رو خواهند بود که این خود به‌تدریج می‌تواند بر روی نرخ تبدیل و ROI نیز تأثیر منفی بگذارد.


تنها 50 درصد از سازمان‌ها برای خود استراتژی بازاریابی دیجیتال مستند شده دارند.

ارزش بازاریابی سنتی در این است که در سازمان و برنامه‌هایش ریشه دارد.
تنظیم اهداف سطح بالا، مشخص کردن مشتریان هدف و مستند کردن هر قدم محسوس، عملی‌ترین متد برای ضمانت موفقیت یک استراتژی است.


کپی‌رایت
شاید این‌گونه به نظر برسد که بازاریابی محتوایی به ابتکارات دیجیتال دنیای امروز مربوط می‌شود، اما ریشه آن در بازاریابی سنتی بوده و مهارتی برای در ارتباط بودن با مشتریان هدف محسوب می‌شود. صرف‌نظر از اینکه این محتوا یک پیام بازرگانی تلویزیونی باشد یا یک تبلیغ کاغذی و یا یک ایمیل تبلیغاتی، بازاریاب‌ها باید قادر باشند که برند خود را به‌گونه‌ای شرح دهد که این برند در ذهن مخاطب ماندگار شود.

شاید کپی کردن نوشته‌ای که به‌خوبی به رشته تحریر درآمده قدرت آن را داشته باشد که سازمان را با خوانندگان ارتباط دهد، اما به‌طور هم‌زمان شخصیت و هویت منحصربه‌فرد آن را نیز از بین خواهد برد. یک کپی زمانی مؤثر است که واضح و مختصر باشد و به‌جای اینکه منحصراً بر هدف فروش محصولات برند متمرکز شود، نیازهای مشتری را پیش‌بینی کند. همچنین داشتن یک لحن محاوره‌ای در مردمی جلوه دادن برند نقش به سزایی دارد.

ازآنجایی‌که دنیای دیجیتال در حال پیشروی به سمت نوآوری و تکامل است، هنگامی‌که ویژگی‌های بسیار فنی سئو و ابزارهای آنالیزی که کاملاً مبتنی بر داده هستند را مشاهده می‌کنیم، کپی یک کار غیر ضروری به حساب می‌آید.

مسلماً در بیشتر مواقع اندازه‌گیری ROI تکنیک‌های بازاریابی سنتی بسیار سخت است؛ اما زمانی که با یک روش مبتکرانه در یک بیلبورد یا آگهی تلویزیونی به نمایش گذاشته شود، می‌تواند به اندازه هر رسانه آنلاینی چشم‌نواز باشد. دلیل مهم بودن کپی‌رایت هم در رسانه‌های آنلاین و هم رسانه‌های آفلاین، همین موضوع است.

بازاریابی رویداد
بازاریابی رویداد نوع دیگری از تکنیک‌های بازاریابی سنتی است که امروزه با دنیای دیجیتال منطبق شده است. وبینارها، پادکست‌های زنده و چت‌های توییتر، به همان شکلی توسعه داده شده‌اند که کنفرانس‌ها و سایر رویداد‌های شبکه‌ای آفلاین برگزار می‌شوند. به‌طور مشابه، همه‌ی آن‌ها اهداف یکسانی را دنبال می‌کنند- ایجاد هیجان در ارتباطات با مشتریان موجود و مشتریان بالقوه.

رویدادها قابلیت آن را دارند که یک تأثیر فراموش نشدنی در ذهن مخاطب ایجاد کرده و شما را در رسیدن به اهداف کسب‌وکارتان یاری کنند. آن‌ها این قابلیت را دارند که یک بسط فیزیکی برای برند شما باشند، همچنین یک فرصت برای برقراری ارتباط با مشتریان و مردمی که در پشت سر آن‌ها هستند. جالب است بدانید که 83 درصد از بازاریاب‌های B2B مقادیر کلانی را بر روی رویدادها سرمایه‌گذاری می‌کنند و تقریبا 20.5 درصد از بودجه بازاریابی هم به رویدادهای فیزیکی و هم به رویدادهای آنلاین اختصاص داده می‌شود.

صرف‌نظر از اینکه شما یک بازاریاب B2B هستید و یا یک سازمان B2B، یک بازاریاب کاملاً دیجیتال هستید و یا تکنیک‌های سنتی را با آن ترکیب کرده‌اید، در همه حالت بازاریابی رویداد یک مهارت ضروری محسوب می‌شود. در کنار برقراری ارتباط با مشتری، بازاریابی رویداد به شما در تولید لید، هوشیاری برند و آموزش به مخاطبان هدفتان درباره‌ی محصولات و سرویس‌هایتان نیز کمک خواهد کرد. اگر رویدادها آفلاین هستند، امکان تماس فوق‌العاده گران‌بهای رودررو را فراهم می‌کنند. اگر رویدادها آنلاین هستند، رسیدن به مخاطبان هدف را بی‌اندازه برایتان سهل خواهند کرد.
اگر رویداد خود را با محوریت شخصیت برندتان و یک حس خلاقانه قوی برگزار کنید، قطعاً می‌تواند یک ابزار تبلیغاتی بسیار قدرتمند محسوب شود.

20.5 درصد از بودجه بازاریابی هم به رویدادهای فیزیکی و هم به رویدادهای آنلاین اختصاص داده می‌شود.

روابط عمومی
همانند دنیای آفلاین و آنلاین، دنیای دیجیتال و سنتی نیز با سرعت زیاد و غیرقابل‌باوری در حال ادغام هستند. هنوز هم PR (روابط عمومی) از مهارت‌های بسیار مهمی است که بین این دو دنیای مختلف پل می‌زند. PR و بازاریابی به‌طور جدایی‌ناپذیری به هم دیگر وصل شده‌اند و ظهور تکنولوژی دیجیتال این ارتباط را کاهش نداده است.

اکثر سازمان‌ها در مورد ایجاد دید برای برند خود ابراز نگرانی می‌کنند. اگر استراتژی ارتباطی مشتریان شما نه با بازاریابی و نه با PR یکپارچگی ندارد، در این صورت ایجاد تأثیر زیاد و همچنین دستیابی به همه اهدافتان سخت‌تر خواهد شد.

درحالی‌که شواهد نشان می‌دهد تأثیرات تکنیک‌های بازاریابی دیجیتال نسبتاً سریع و مستقیم است، ممکن است استراتژی روابط عمومی مدتی طول بکشد تا جواب دهد؛ یعنی زمان خواهد برد تا منجر به برقراری ارتباط شده و هوشیاری برند را ارتقا دهد. هنوز هم بدون استفاده از قابلیت‌هایی که تکنیک سنتی روابط عمومی می‌تواند داشته باشد، حتی اگر از تکنیک‌های بازاریابی شبکه‌های اجتماعی نیز استفاده شود، بازهم برقراری ارتباط با افراد تأثیرگذار جامعه، روزنامه‌نویسان و وبلاگ نویسان مشکل خواهد بود. اگر شما می‌خواهید یک پست مهمان را در جهت دستیابی به بک‌ لینک‌هایی با کیفیت بالا در یک نشریه مشهور و قابل‌اطمینان منتشر کنید، اگرچه این کار در زمینه و تخصص بازاریابی محتوایی و جست‌وجویی است، بازهم موفقیت آن نیز به دانشی که در اصول روابط عمومی باکیفیت نهفته است، بستگی دارد.
سرویس مشتری
فناوری دیجیتال زمینه‌ای است که تکنولوژی و ابزارهای آنلاین در آن حکومت می‌کنند. زمانی که تمرکز بر روی اتوماسیون و بهره‌وری است، چشم‌پوشی کردن از آن دسته انسان‌هایی که پشت مخاطبان هدف شما قرار دارند بسیار آسان است، اما باید به یاد داشته باشید که صرف‌نظر از این‌که دنیای دیجیتال تا چه حد پیشرفت کرده است، مشتریانتان باید مثل همیشه برای شما مهم باشند. این گفته مربوط به این می‌شود که درواقع ابزارهای دیجیتال مشتریان را توانمندتر می‌کنند. این تکنولوژی امکان تحقیق راجع به آنچه که می‌خواهند را برایشان فراهم کرده و به آن‌ها در گرفتن تصمیم نهایی یاری می‌رساند.

در طی سال‌های اخیر، فرصت‌هایی که می‌توانند به سازمان در به دست آوردن مشتری کمک کنند به‌طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته‌اند. امروزه به‌طور متوسط 70 درصد از سفر مشتری حتی قبل از اینکه پای مشتری به نمایندگی فروش برسد، به اتمام می‌رسد. این موضوع برای برندها به معنی این است که به‌جای فروش اجباری محصول به مشتری، پیروی از یک استراتژی بازاریابی مشتری محور که هم برای مشتری ارزش ایجاد کرده و هم باعث افزایش اطلاعات وی می‌شود، بسیار مهم است.


**  70 درصد از سفر مشتری حتی قبل از اینکه پای مشتری نمایندگی فروش برسد، به اتمام می‌رسد.

ویژگی‌هایی که سرویس مشتری سنتی برخوردار است را به ارتباطات مشتری دیجیتال خود ترجمه کنید. به‌عبارت‌دیگر، از این ویژگی‌های سرویس مشتری سنتی در برقراری ارتباطات مشتری دیجیتال کمک بگیرید. برای پاسخ دادن به پیغام‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی دریافت می‌کنید (هم پیغام‌های عمومی و هم پیغام‌های خصوصی)، از یک رویکرد فعال و واکنشی استفاده کنید. اپلیکیشن‌های شبکه‌های اجتماعی را دانلود کنید، به‌این‌ترتیب هنگام دریافت پیغام، تلفن هوشمند شما هشدار داده و به شما در هرچه کوتاه‌تر کردن زمان پاسخ‌گویی کمک زیادی می‌کند. شاید جالب باشد که بدانید از سال 2013 برند‌ها نرخ پاسخ‌گویی خود در شبکه اجتماعی فیس‌بوک را هرساله تا 143 درصد افزایش داده‌اند. پیاده‌سازی سیستمی که بتواند مشتریانتان را بر اساس فوریت نیاز آن‌ها اولویت‌بندی کند، راه‌تان را هموارتر خواهد کرد. البته بهتر است این سیستم دارای برنامه‌ای برای مدیریت بحران نیز باشد و به شما کمک که در جایی که نیاز دارید به شکایات مشتریان و یا هر نوع احساسات منفی واکنش دهید، بتوانید این کار را به‌موقع و با رفتار مناسب به انجام رسانید. اگرچه همه‌ی این فعالیت‌ها به استفاده از کانال‌های دیجیتال نیاز دارند، اما در هسته خود اصول اساسی سرویس مشتری سنتی را با آن‌ها ترکیب کرده‌اند.



مطالب مرتبط